سيد علي اكبر قرشي

128

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

خشكى نحو : « ايّاكم و تعلّم النجوم الّا ما يهتدى به فى برّ او بحر » خ 79 ، 105 مردم از ياد گرفتن علم نجوم بپرهيزيد مگر آنچه با آن در خشكى و دريا راه يافته مىشود توضيح اين سخن در نجم خواهد آمد . « الشجرة البرية » نامهء 45 . دوم « برّ » به معنى آدم نيكوكار نظير : « و انه لابدّ للناس من أمير برّ او فاجر » خ 40 ، 82 حق آنست كه بايد براى مردم امامى باشد نيكوكار يا بدكار ، اين سخن اشاره به آنست كه جامعه بدون حكومت اداره نمى شود . سوّم « برّ » بكسر اوّل به معنى نيكى مثل « و لقد احسنت جواركم . . . شكرا منّى للبرّ القليل و اطراقا عمّا ادركه البصر » خ 159 ، 224 ، جوار و نزديكى شما را خوب كردم ، بعلّت تشكر از خوبى كم و چشم پوشى از آنچه چشم مى بيند . ابرار جمع برّ است به معنى نيكوكاران : « جعلنا الله و اياكم ممّن يسعى بقلبه الى منازل الابرار برحمته » خ 165 ، 239 . بر : بضّم اول و تشديد دوم ، گندم . اين لفظ فقط دو بار در نهج يافته است يكى آنجا كه دربارهء عقيل فرمايد : « و الله لقد رأيت عقيلا و قد املق حتى استماحنى من برّكم صاعا » خ 224 ، 346 به خدا برادرم عقيل را ديدم كه بشدت فقير شده و تا آنجا كه از گندم شما ( بيت المال ) از من صاعى ( سه كيلو ) خواست . دوم آنجا كه دربارهء كعبه فرمود : « و لو اراد سبحانه ان يضع بيته الحرام و مشاعره العظام بين جنات و انهار و . . . بين برّة سمراء و روضه خضراء . . . لكان قد صغر قدر الجزاء » خ 192 ، 293 ، اگر خدا مى خواست خانه محترم و علامات بزرگ خود را ميان باغات و نهرها و . . . ميان گندم خوب و باغ سرسبز بگذارد ، قدر پاداشى كه به انسانها خواهد داد كوچك مى شد . بروز : آشكار شدن ، آنحضرت در مقام موعظه فرمايد : « و كأنّ الصيحة قد اتتكم و الساعة قد غشيتكم و برزتم لفصل القضاء » خ 157 ، 222 ، گويا صيحهء قيامت به شما آمده و قيامت احاطه‌تان كرده و براى حكومت حق از قبرها آشكار شده‌ايد . ابراز : آشكار كردن ، دربارهء طلحه و زبير كه عايشه را با خود به بصره بردند فرمايد : « فخرجوا يجرّون حرمة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كما تجرّ الامة عند شرائها . . . فحبسا نسائهما فى بيوتهما و ابرزا حبيس رسول الله صلى اللّه عليه و آله لهما و